الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥ - مناط افتراق عطف بيان و بدل
ترجمه:
مناط افتراق عطف بيان و بدل
در هشت امر عطف بيان از بدل جدا شده و از يكديگر ممتاز مىباشند:
امر اوّل
عطف بيان نه ضمير بوده و تابع براى ضمير مىآيد و به عبارت روشنتر:
جايز نيست ضمير عطف بيان واقع شده و نه متبوع براى عطف بيان قرار بگيرد و دليل آن اينستكه عطف بيان در جوامد نظير صفت در مشتقّات است لذا همانطوريكه صفت و نعت نحوى تابع براى ضمير واقع نشده و نيز صحيح نيست ضمير نعت قرار بگيرد عينا در عطف بيان همين حكم مىباشد با اينفرق كه عطف بيان جامد است ولى نعت مشتقّ مىباشد.
سؤال
اگر عطف بيان واقع شدن ضمير يا متبوع قرار گرفتنش جايز نمىبود پس چطور زمخشرى اجازه داده « ان اعبدو اللّه» عطف بيان باشد براى « هاء » در « الّا ما امرتنى به» پس معلوم مىشود نكتهاى كه ذكر شد امر مسلّم و حتمى نيست و الّا محقّقى همچون زمخشرى آن را ناديده نمىگرفت.
جواب
اين بحث قبلا گذشت و در ذيل « ان » مفسّره به كلام زمخشرى اشاره كرده و آنرا ردّ نموده و گفتيم زمخشرى توهّم كرده كه « ان اعبدوا اللّه» عطف بيان از « هاء » در « الّا ما امرتنى به» مىباشد در حاليكه از اين نكته غافل شده كه عطف بيان در جوامد بمنزله نعت در مشتقّات مىباشد و همانطوريكه ضمير منعوت واقع نمىشود برايش عطف بيان نيز نبايد آورد.